أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

60

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خود را كار بستند و عمل بر وفق شرع كردند از آنكه هر عملى كه نه بر وفق شرع بود صالح نبود خداى تعالى مزد ايشان به تمام و كمال بديشان دهد و هيچ چيز از حقّ ايشان بنكاهد كه اگر نقصان كند ظلم بود و او ظلم نكند و نپسندد و ظالمان را دوست ندارد ، اين آيت دليل است بر بطلان قول آنكس كه جز ابر عمل نگويد و بر بطلان مذهب أهل جبر اينكه بر تو ميخوانيم از قصّهء زكريّا و يحيى و مريم و عيسى از آيات و نشانهاست و از قرآن محكم است و با حكمت آنگه گفت كه : بدرستى و حقيقت كه مثل داستان عيسى مريم چون مثل آدم است كه خداى تعالى او را بيافريد از خاك بىپدر و مادر و پس آنگه او را گفت : بباش او ببود در حال ، سبب نزول اين آيت آن بود كه وفد نجران چون بيامدند و با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مناظره كردند در باب عيسى عليه السّلام گفتند : ما تقول في المسيح عيسى بن مريم ؟ - گفت : عبد اللّه و رسوله ، گفتند : هيچ بنده از مادر پديد آمد بىپدر ؟ ! خداى تعالى بجواب ايشان اين آيت فرستاد و فحواى آيت اينست كه اين چه جاى تعجّب است و شما احوال آدم ميدانيد اگر آدم بىپدر و مادر در مقدور او صحيح و ممكن است جاى تعجّب نباشد از عيسى كه از مادر بىپدر خداى تعالى او را آفريد [ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ] اينچه ذكر او رفت حقّ است و از خداى تو است از جملهء شاكّان مباش درينچه با تو شرح داديم خطاب اگرچه با پيغمبر است امّا مراد ديگريست . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 61 تا 63 ] فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ ( 61 ) إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 62 ) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ ( 63 ) سبب نزول اين آيت آن بود كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكّه بگشاد و اسلام منتشر ببود و سلطان حجّت رسول قاهر گشت بر كافران وفود آمدن گرفتند بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بهرى اسلام ميآوردند و بهرى امان طلب ميكردند در جملهء وفود وفد نجران بود و رئيس ايشان ابو حارثه اسقف با سى مرد از جملهء ايشان عاقب بود و سيّد و عبد المسيح و اينان احبار